ماااهههه
شیرین ترینم امروز دوتا لغت جدید یاد گرفتی، من دومیش رو میگم بعد اولیش رو، امروز ماه رو برای اولین بار تو آسمون کشف کردی، دستت رو به سمتش بلند کردی و با تعجب بش زل زدی، من بت گفت این ماهه ، ماااههه، بعد از چند ثانیه مکث برگشتی بم گفتی آغ؟ (ینی چراغ) گفتم نه، مااااههه، بازم خیره شدی در هیبت ماه و با خوشحالی گفتی اوباب؟(همون حباب) بازم گفتم نه، این ماههه مااااه، بعد از کمی مکث در حالی که همچنان دستت به سمت ماه نشونه میرفت گفتی ماه، گفتم اره ماه ، این ماهه ، انگار که کشف مهمی کرده باشی شلنگ تخته زنون رفتی دنبال بابا جونت و دستش رو گرفتی درحالی که با هیجان میگفتی ماه ماه بابایی رو میکشیدی سمت در تراس، همونجایی که من نشسته بودم رو زمین و به د...

