هومان ، شیرین ترین فصل زندگی عاشقانه مامان و بابا

پروژه اشنایی با مهدکودک

1395/10/21 7:41
نویسنده : فریبا
264 بازدید
اشتراک گذاری

هومانم از ۲۰ دی ماه ۹۵ قرار شده پرستارت دیگه نیاد پیشمون، دو سال پیش همین زمانها بود که برای اولین بار پرستارت اومد پیشمون و به من تو نگهداری از شما کمک کرد،شما هم که مثل همیشه اقا بودی و با اون شرایظ جدید کنار اومدی و. به من اجازه دادی زمان بیشتری رو بیرون از خونه باشم،حالا دیگه وقتش رسیده به مهدکودک بری و یه عالمه دوستای جدید پیدا کنی.

دیروزبرای اولین بار با هم رفتیم مهد،برای اینکه شما بتونی با محیط ارتباط برقرار کنی اجازه دادن منم تا یک هفته کنار شما تو مهد باشم.

ابتدای ورودت با تاپ و سرسره های حیاط بازی کردیم و بعدش مربی کلاست روبه ما معرفی کردن، خانم مهربون و. خوش برخوردی بود،با هم به اتاق هوش رفتین و با چندتا از اسباب بازیا بازی کردی،چندتا مبل کوچیکم اونجا بود که خیلی بشون علاقمند شدی،بعدش به کلاست رفتیم یه اتاق حدود ۱۴متر که حدود ۱۰نفر از نینی های هم سن شما رو. اونجا نگهداری میکنن،بعد از. کمی بازی و. صرف میان وعده ازم خواستی دوباره خارج بشیم از کلاس،به کلاسای بزرگترا سر میزدی و باشون سلام و احوالپرسی میکردی،ازینطرف به اونطرف میدویدی وشاد بودی و در کل فکر میکردی رفتیم پارک.

ناهار هم برات ماکارونی اوردن و شما خیلی عالی و کاملا مستقل دو بشقاب ازش خوردی،یه جوری با محیط مانوس بثدی که انگار مدتهاست مهد میای و میری،مربی های اونجام از برخورد راحتت تعجب کرده بودن،و اینکه میگفتم پوشک نیستی و. کارت رو خودت انجام میدی تحسینت میکردن.

خلاصش که کلی بت افتخار کردم عشق کوچولوی مامان❤️❤️❤️

اتاق هوش و اسباب بازیاش

کلاس بزرگا و مشارکت شما در درست کردن کاردستی

اینم از هومان جون من موقع خوردن ماکارونی💟💟💟

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

بابای روانشناس
21 دی 95 13:44
با سلام خدمت شما. کانال بابای روانشناس با رویکردی بسیار متفاوت. داستانی، واقعی و کاربردی با آدرس @psychoravan