هومان ، شیرین ترین فصل زندگی عاشقانه مامان و بابا

لحظه دیدار نزدیک است

1393/5/2 7:48
نویسنده : فریبا
447 بازدید
اشتراک گذاری

. ﻫﺎﯼ ! ﻧﺨﺮﺍﺷﯽ ﺑﻐﻔﻠﺖ ﮔﻮﻧﻪ ﺍﻡ ﺭﺍ ٬ ﺗﯿﻎ ! ﻫﺎﯼ ﻧﭙﺮﯾﺸﯽ ﺻﻔﺎﯼ ﺯﻟﻔﮑﻢ ﺭﺍ ٬ ﺩﺳﺖ ! ﻭ ﺁﺑﺮﻭﯾﻢ ﺭﺍ ﻧﺮﯾﺰﯼ ﺩﻝ ! - ﺍﯼ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﻣﺴﺖ - ﻟﺤﻈﻪ ﯼ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺳﺖ محبت

عشق مامان، حدود 18 روز دیگه شما میخوای پا به این دنیا بذاری، هر روز لحظه شماری میکنم برای دیدنت ،هر لحظه به فکرت هستم، همیشه به این فکر میکنم که چه کارایی میتونم انجام بدم که برای بهترین نینی دنیا بهترین مامان دنیا باشم، هر روز دی وی دی های روانشناسی کودک رو گوش میکنم، کتاب میخونم، تو نت سرچ میکنم که بتونم اطلاعاتم رو راجع به تو ، کلوچه زندگی مامان و بابا اقزایش بدم، که خدای ناکرده از روی بی تجربگی باعث ناراحتیت نشم ، جیگر طلای من دیشب خوابت رو دیدم، چقدر زیبا بودی ، روی گوشت دست می کشیدم ،چقدر کوچولو و نرم بود، موهات رو هم نوارش کردم، مثل ابریشم بود، چشمات رو به زور باز میکردی ،نگام میکردی و دوباره میخوابیدی ، فدات شم الهی، خیلی خسته بودی . . . کاش هر شب خوابت رو ببینم ، کاش تو خواب ببوسمت. . . دوست دارم زیبای من :-*

پسندها (1)

نظرات (2)

لیلا
2 مرداد 93 8:29
سلام خانومی میتونم رمزتونو داشته باشم؟
فریبا
پاسخ
رمزها رو برداشتم از پستها ، همین جوری هم می تونی ببینیشون، مرسی که دنبال می کنی
خـآلـــﮧ فاطمـــﮧ
17 شهریور 93 9:25
سلام عزیزم فک کنم اقا پسری به دنیا اومده مبارکـــــــــــــــــــــــه
فریبا
پاسخ
بله 21 مرداد به دنیا اومد