هومان ، شیرین ترین فصل زندگی عاشقانه مامان و بابا

تیله, عدد

1395/1/24 12:46
نویسنده : فریبا
189 بازدید
اشتراک گذاری

فدات بشم من که هر روز لغت جدید یاد میگیری، امروز درحالی که داشتم آماده میشدم برم سرکار پرستارت خاله شری لیوان تیله ها رو قدیما برای تزیین اینه دستشویی گذاشته بودم برداشت و نشونت میداد، منم دیدم داری باشون بازی میکنی پرسیدم اینا چیه؟تیله؟ تو هم چشمات رو ریز کردی نوک بینیت رو دادی پایین و با تاکید روی ت گفتی تتتیله.

 

 

عصر هم وقتی داشتم وزنت رو روی ترازو چک میکردم گفتم این عدده، باید تا آخر هفته این عدد بشه 12.3، تو هم بعد از من تکرار کردی عدد عدد، فک کنم فهمیدی چی گفتم، چون بعدازین مکالمه کلی غذا خوردی، راستی مدتیه وزنت رو 12.2 ثابت مونده البته تقصیریم نداری، عید بود کلی در گردش بودیم اونجوری که باید نتونستم به غذا خوردنت رسیدگی کنم، 200گرمی هم کرده بودی تو این روزا، که دوباره برگشتی سر جای اولت.

عزیزم روز به روز داری بلبل زبون تر میشی، خیلی مشتاقم روزی برسه هرچی میگیم سریع بعد از ما تکرار کنی، فک کنم تا همچین روزی فاصله زیادی نمونده، فدای تو بشششمممممم ممنننننن عشق مننننن

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

maloosak
26 فروردین 95 20:52
اميدوارم هميشه شاد باشين و سلامت ممنون خوشحال ميشم به منم سر بزنيد