هومان و عزاداری حسینی
پسر خوبم، امسال 20ام مهرماه تعطیلات تاسوعا و عاشورا لاهیجان بودیم، بماند که چقدر با فرشته و خاله جون و عزیز جونت بازی کردی، در کنار همه اینا یه تجربه جدید دیگه تو زندگیت داشتی، برای اولین بار دسته و مراسم عزاداری امام حسین رو دیدی، تو خونه وقتی میخواستم شلوار سیاهت رو تنت کنم گفتی بلبار(شلوار) آبی بپوشم، گفتم نه داریم میریم دسته، اونجا همه لباس سیاه میپوشن، شما هم خب به حرفم توجه کردی و قبول کردی شلوار سیاهت رو پات کنم. زنجیر و هدبند امام حسین رو از گرگان برات خریده بودم ولی نگهشون داشتم تا تو دسته بت بدم که کاربردش رو خوب متوجه بشی. روز عاشورا خیلی شانس آوردیم که هوا آفتابی بود، ساعت 11:30 به اتفاق بابا جون و عزیز جون و آقا جون رفتیم...





