هومان ، شیرین ترین فصل زندگی عاشقانه مامان و بابا

سیسمونی

1393/3/9 12:29
نویسنده : فریبا
436 بازدید
اشتراک گذاری

هومان عزیزم، امروز این نصاب پرده انگار مارو سر کار گذاشته، ولی خوبیش این بود که مامان فرصت کرد عکس وسایلت رو بگیره...

امیدوارم وقتی لباساتو تنت می کنم غش غش بخندی، امیدوارم هیچوقت ناراحتی و بیماریتو نبینم دلبندم...

بوس به کله قشنگت

 

این کتابخونه باباییه، به آقای نجار سفارش دادیم براش در درست کنه که کتاباش دیده نشه و شما رو اذیت نکنه

 

اینم کتابخونه با در باز هست

 

استیکر ، کالسکه (که تو این عکس کریرش روش نصبه)، و مبل فیلی شما...

استیکر رو از بازارچه منطقه آزاد تجاری انزلی وقتی نوروز 93 رفته بودیم خونه بابابزرگ و مامان بزرگ لاهیجانیت خریدیم... اون روزم روز خیلی خوبی بود و خیلی به ما خوش گذشت

کالسکه رو از خیابون بهار خریدیم... من و بابا یه سفر یه روزه به تهران داشتیم مثل جت برات کلی خریدای خوب کردیم... یادش بخیر، چه چلوکباب مشتی برای نهارش خوردیم :)))

مبل فیلی رو هم از ایکیای استانبول خریده بودیم... خرداد 92 بود... عجب سفری بود... دفعه بعدی تو رو هم همراه خودمون می بریم و جاهایی رو که دیدیم و بابایی و مامانی ازشون خاطره دارن رو بت نشون می دیم پسر گلم

 

اینم که کمد لباسای شماست

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)